پ . ن : هر وقت خسته ام یاد این میفتم نمیدونم چرا؟؟ از سر صبح به شدت خسته ام خدا به داد تا آخر شبش برسه )
One Response
نمیدونم چی بگم همه فکر میکنن من ادم بی درد و شادی ام ولی الان میخوام بگم خسته ام از زندگی ازخوب بودن از معمولی بودن دلم از ادما با نقابای رنگی خسته شدم می نویسم چون کسی رو ندارم که باش درد و دل کنم مینویسم تا خالی شم مینویسم به عشق صبح ازادی
اسم*
ایمیل*
وبلاگ / وبسایت
شنبه, ۸٫ اسفند ۱۳۸۸
نمیدونم چی بگم همه فکر میکنن من ادم بی درد و شادی ام ولی الان میخوام بگم خسته ام از زندگی ازخوب بودن از معمولی بودن دلم از ادما با نقابای رنگی خسته شدم می نویسم چون کسی رو ندارم که باش درد و دل کنم مینویسم تا خالی شم مینویسم به عشق صبح ازادی