سه شنبه, بهمن ۱۸م, ۱۳۹۰ | Author:

سکانس اول:

می‌گویم درد دارم

می‌گوید :‌همه دارن کی نداره؟

می‌گویم :‌درد جان به لب رسانده

می‌گوید:‌بس که از دردت حرف میزنی زیادش میکنی باورت میشه خبریه!

سکوت میکنم!

سکانس دوم :

میگوید : …

می‌گویم: خسته ام

می‌گوید:من فکر می‌کنم به یه مقدار خواب احتیاج داری

می‌گویم : مشکل همین است کسی حاضر نیست این خستگی را باور کند!

می‌گوید : بی انصاف!

سکانس سوم:

میگویم :‌درد دارم

با تمسخر میگوید لابد برای همین روزی چند ساعت در باشگاه و استخر سپری میکنی!

میگویم: …

می‌گوید:‌بی انصاف!

می‌گویم چه جالب این دومین باریست که امروز بی انصاف خطاب شدم!

سکوت میکنم!

سکانس چهارم :

می‌گوید به فکر غرور جوانی دخترم باش

می‌گویم بی انصافیست مقایسه من با …

سکوت میکنم

سکانس پنجم:

می‌گوید: ..

می‌گویم : …

سکوت میکنم

سکانس ششم

سکوت میکنم ……….

سکوتم سرشار از ناگفته هاس پس نپرسید چرا حرف نمی‌‌زنی این روزها

سکوت بهترین راه است در دنیای این روزهای من!

برچسب‌ها:
دسته: روزنگار
Leave a Reply