
نفسی کوچک بود و
حریر نازک مهتاب بود و
فواره باغ …
چون زاده شدم
چشمانم به دو برگ ناورن میمانست
رگانم به ساقه نیلوفر
دستانم به پنجه افرا
و روحی لغزنده
به سان باد و برکه!
به گونه باران
و من
ای طبیعت مشقت آلوده
ای پدر!
فرزند تو بودم
تولدت مبارک ای همزاد!
*شاملو

شما چی گفتین