<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
>

<channel>
	<title>برای خودم &#187; بسیار سفر باید</title>
	<atom:link href="http://anjelonline.com/category/%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://anjelonline.com</link>
	<description>تجربه های زندگی ... تجربه های غربت</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 13:16:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
	<!-- podcast_generator="podPress/8.8" - maintenance_release="8.8.5.3" -->
	<copyright>Copyright &#xA9; 2010 برای خودم </copyright>
	<managingEditor>anjelonline@gmail.com</managingEditor>
	<webMaster>anjelonline@gmail.com</webMaster>
	<category>posts</category>
	<ttl>1440</ttl>
	<image>
		<url>http://anjelonline.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress.jpg</url>
		<title>برای خودم &#187; بسیار سفر باید</title>
		<link>http://anjelonline.com</link>
		<width>144</width>
		<height>144</height>
	</image>
	<itunes:subtitle></itunes:subtitle>
	<itunes:summary>تجربه های زندگی ... تجربه های غربت</itunes:summary>
	<itunes:keywords></itunes:keywords>
	<itunes:category text="Society &amp; Culture" />
	<itunes:author></itunes:author>
	<itunes:owner>
		<itunes:name></itunes:name>
		<itunes:email>anjelonline@gmail.com</itunes:email>
	</itunes:owner>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
	<itunes:image href="http://anjelonline.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress_large.jpg" />
		<item>
		<title>۳۶۵۳ یا ۱۰ مسئله این است &#8230; !</title>
		<link>http://anjelonline.com/1388/10/28/3653-or-10/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1388/10/28/3653-or-10/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 18 Jan 2010 11:00:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[بسیار سفر باید]]></category>
		<category><![CDATA[تجربه ها]]></category>
		<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنگار]]></category>
		<category><![CDATA[غرنامه]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[نوستالژی]]></category>
		<category><![CDATA[چرندیات]]></category>
		<category><![CDATA[جنگل بدون ریشه]]></category>
		<category><![CDATA[دوری]]></category>
		<category><![CDATA[سیاوش قمیشی]]></category>
		<category><![CDATA[غربت]]></category>
		<category><![CDATA[هجرت]]></category>
		<category><![CDATA[وطن]]></category>
		<category><![CDATA[پرنده مهاجر]]></category>
		<category><![CDATA[۱۰]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=479</guid>
		<description><![CDATA[به گذشته نگاه میکنم به روزایی که مثل برق و باد گذشت خوب تر نگاه میکنم رد گذر زمان به روی و موی نشسته ، حتی به دل ،‌حتی به روح به اون روزها فکر میکنم ، به روزها و شب هایی که قرار بود بشه خاطره ،‌ که شده &#8230; به زمستونی که شد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به گذشته نگاه میکنم به روزایی که مثل برق و باد گذشت<br />
خوب تر نگاه میکنم رد گذر زمان به روی و موی نشسته ، حتی به دل ،‌حتی به روح<br />
به اون روزها فکر میکنم ، به روزها و شب هایی که قرار بود بشه خاطره ،‌ که شده &#8230; به زمستونی که شد نقطه عطف زندگی به روزی که باید میگذاشتی و میگذشتی &#8230; به روزی که گذاشتم و گذشتم هر چند سخت &#8230;<br />
</br><br />
</br></p>
<p>آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه<br />
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه<br />
</br><br />
کوبید &#8230; غروب بود همه آسمون که نه همه دنیا غروب بود !  سخت بود گذاشتن و گذشتن که گذشت عمر توی غربت که هنوزم عادت نشده که گم شدم تو غربت<br />
</br><br />
میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت<br />
تا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت<br />
</br><br />
خونه &#8230;. خونه &#8230; خونه ، جایی که بعد گذر این همه روز حالا فقط برات ازش اسمی مونده و کابوسی شبونه که همدم هر شبت شده که وقتی به پشت سر نگاه میکنی &#8230; هنوز دلت اونجاست . روح و قلب و فکر و ذهنت &#8230; که انگار تا آخر عمر قرار نیست به جایی احساس تعلق کنی هرچند میدونی دیگه به اون خونه هم تعلق نداری و به قول سیاوش قمیشی &#8221; دیگه حتی صاحب اون خونه نیستیم&#8221; &#8230;.<br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<p>پ . ن : امروز ۱۰ ساله شدم ،‌ تو روزایی که گذشت انگار این ۱۰ ساله شدن یه فرقی داشت نمیدونم چه فرقی اما باز هر شب کابوس هایی که رنگ عوض کرده بودن شدن همون کابوس های اون سال ها ،‌اصلا انگار تو اون روزها زندگی میکنم و دل به شدت هوای خونه رو داره ،‌ هوای اون روزهای آخر ،‌اون خداحافظی ها &#8230; اون اشک ها و اون روزهای اول سخت غربت ! بله من امروز ۱۰ ساله شدم !<br />
۳۶۵۳ روز گذشت به همین سادگی !<br />
</br><br />
</br></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1388/10/28/3653-or-10/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
			<enclosure url="http://anjelonline.com/wp-content/uploads//2010/05%20ParandeyEMohajer.mp3" length="1" type="audio/mpeg" />
		<itunes:duration>00:01:01</itunes:duration>
		<itunes:subtitle>به گذشته نگاه میکنم به روزایی که مثل برق و باد گذشت 
خوب تر نگاه میکنم رد گذر زمان به روی و موی نشسته ، ...</itunes:subtitle>
		<itunes:summary>به گذشته نگاه میکنم به روزایی که مثل برق و باد گذشت 
خوب تر نگاه میکنم رد گذر زمان به روی و موی نشسته ، حتی به دل ،‌حتی به روح
به اون روزها فکر میکنم ، به روزها و شب هایی که قرار بود بشه خاطره ،‌ که شده ... به زمستونی که شد نقطه عطف زندگی به روزی که باید میگذاشتی و میگذشتی ... به روزی که گذاشتم و گذشتم هر چند سخت ...




آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه

کوبید ... غروب بود همه آسمون که نه همه دنیا غروب بود !  سخت بود گذاشتن و گذشتن که گذشت عمر توی غربت که هنوزم عادت نشده که گم شدم تو غربت 

میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت
تا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت

خونه .... خونه ... خونه ، جایی که بعد گذر این همه روز حالا فقط برات ازش اسمی مونده و کابوسی شبونه که همدم هر شبت شده که وقتی به پشت سر نگاه میکنی ... هنوز دلت اونجاست . روح و قلب و فکر و ذهنت ... که انگار تا آخر عمر قرار نیست به جایی احساس تعلق کنی هرچند میدونی دیگه به اون خونه هم تعلق نداری و به قول سیاوش قمیشی " دیگه حتی صاحب اون خونه نیستیم" ....











پ . ن : امروز ۱۰ ساله شدم ،‌ تو روزایی که گذشت انگار این ۱۰ ساله شدن یه فرقی داشت نمیدونم چه فرقی اما باز هر شب کابوس هایی که رنگ عوض کرده بودن شدن همون کابوس های اون سال ها ،‌اصلا انگار تو اون روزها زندگی میکنم و دل به شدت هوای خونه رو داره ،‌ هوای اون روزهای آخر ،‌اون خداحافظی ها ... اون اشک ها و اون روزهای اول سخت غربت ! بله من امروز ۱۰ ساله شدم !
۳۶۵۳ روز گذشت به همین سادگی !


</itunes:summary>
		<itunes:keywords>بسیار سفر باید, تجربه ها, دلتنگی, روزنگار, غرنامه, موسیقی, نوستالژی, چرندیات</itunes:keywords>
		<itunes:author>anjelonline@gmail.com</itunes:author>
		<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
		<itunes:block>no</itunes:block>
	</item>
		<item>
		<title>تا پخته شود خامی &#8230; ۲</title>
		<link>http://anjelonline.com/1388/09/03/should-travel-a-lot-2/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1388/09/03/should-travel-a-lot-2/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 16:11:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[بسیار سفر باید]]></category>
		<category><![CDATA[تجربه ها]]></category>
		<category><![CDATA[روزنگار]]></category>
		<category><![CDATA[این روزها]]></category>
		<category><![CDATA[سفر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=392</guid>
		<description><![CDATA[باز دارم میرم سفر &#8230; بلی از اونجایی که دیگه انگار من هر هفته سفرم فکر کنم اصلا این وبلاگ رو اسمش رو تغییر بدم به سفرنامه های یه مسافر یا مثلا جاااااااااااااده منو فریاد میزنه یا یه چی تو این مایه ها بیشتر بهش بیاد و البته از هر گونه پیشنهاد مثبت غیر خبیثانه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>باز دارم میرم سفر &#8230; بلی  <img src='http://anjelonline.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
از اونجایی که دیگه انگار من هر هفته سفرم فکر کنم اصلا این وبلاگ رو اسمش رو تغییر بدم به سفرنامه های یه مسافر یا مثلا جاااااااااااااده منو فریاد میزنه یا یه چی تو این مایه ها بیشتر بهش بیاد <img src='http://anjelonline.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />  و البته از هر گونه پیشنهاد مثبت غیر خبیثانه به شدت استقبال خواهد شد !<br />
رفیق جان همه کار ها رو کرده فقط باید امشب برم ساک ببندم به قدر مکفی تا آخر هفته و فردا پیش به سوی سواحل اقیانوس اطلس و چند روزی آرامش کنار دریای پاییزی &#8230; !<br />
فکر نکنم دسترسی به اینترنت داشته باشم وگرنه لایو عکس پست میکردم حداقلش، اما خب باید دید دوستان همسفر چقدر بهم اجازه میدن بشینم سر کامپیوتر اصلا <img src='http://anjelonline.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<p>پ . ن : حالا ما ۴ تا سفر رفتیم ها فوری صداتون در نیاد چشم نزنید خب بچه مردم کارش شده سفر کردن دست خودش نیست که :ح</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1388/09/03/should-travel-a-lot-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تا پخته شود خامی &#8230; ۱</title>
		<link>http://anjelonline.com/1388/08/02/you-have-to-travel/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1388/08/02/you-have-to-travel/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 13:02:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[بسیار سفر باید]]></category>
		<category><![CDATA[تجربه ها]]></category>
		<category><![CDATA[روزنگار]]></category>
		<category><![CDATA[غرنامه]]></category>
		<category><![CDATA[نوستالژی]]></category>
		<category><![CDATA[سفر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=368</guid>
		<description><![CDATA[« بر درگه دوست چون رسی گو لبیک &#160; &#160; &#160; &#160; &#160; کانجا نه سلام راه دارد نه علیک » دارم میرم به سفر عشق ؛ سفری که شاید همه عمر منتظرش بودم و شاید سال ها با نا امیدی به انجامش ؛ عشقی که شاید باعث سختی های زیادی شد اما از من [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></br><br />
« بر درگه دوست چون رسی گو لبیک       &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;      کانجا  نه سلام راه دارد نه علیک »<br />
</br><br />
دارم میرم به سفر عشق  ؛ سفری که شاید همه عمر منتظرش بودم  و شاید سال ها با نا امیدی به انجامش ؛ عشقی که شاید باعث سختی های زیادی شد اما از من اون کسی رو ساخت که امروز میتونه شاید کمی به خودش افتخار کنه به خاطر موهبتی که شامل حالش شده.<br />
این یه هفته اخیر اونقدر به دوندگی و کار گذشت که فرصت نشد حس و حالم رو بنویسم حتی اما الان که فقط چند ساعت به پرواز مونده روحم در حال پروازه و با هر تلنگری اشکم سرازیر<br />
فکر میکردم روح ایمان در من مرده دیگه ؛ فکر میکردم &#8230;.. نمیدونم چی فکر میکردم چیزی که مهمه اینه که الان حتی قادر به وصف حالم نیستم و میدونم فردا این موقع تو بهترین جای دنیام ؛ جایی که شاید آرزوی خیلی هاست که اونجا باشن و من هنوز باور ندارم که اونقدر لیاقت داشتم که پام به خاک مقدسش برسه و تا بر درگهش بوسه نزنم باور نخواهم کرد فضلی رو که شامل حال بنده ای چون من شده.<br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
 پ . ن : تو این سفر عشق به یاد همگی دوستای گلم خواهم بود<br />
* جای همتون خالی <img src='http://anjelonline.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1388/08/02/you-have-to-travel/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
