<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
>

<channel>
	<title>برای خودم &#187; شعر</title>
	<atom:link href="http://anjelonline.com/category/%d8%b4%d8%b9%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://anjelonline.com</link>
	<description>تجربه های زندگی ... تجربه های غربت</description>
	<lastBuildDate>Sun, 15 Aug 2010 05:09:14 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
	<!-- podcast_generator="podPress/8.8" - maintenance_release="8.8.6.3" -->
	<copyright>Copyright &#xA9; 2010 برای خودم </copyright>
	<managingEditor>anjelonline@gmail.com</managingEditor>
	<webMaster>anjelonline@gmail.com</webMaster>
	<category>posts</category>
	<ttl>1440</ttl>
	<image>
		<url>http://anjelonline.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress.jpg</url>
		<title>برای خودم &#187; شعر</title>
		<link>http://anjelonline.com</link>
		<width>144</width>
		<height>144</height>
	</image>
	<itunes:subtitle></itunes:subtitle>
	<itunes:summary>تجربه های زندگی ... تجربه های غربت</itunes:summary>
	<itunes:keywords></itunes:keywords>
	<itunes:category text="Society &amp; Culture" />
	<itunes:author></itunes:author>
	<itunes:owner>
		<itunes:name></itunes:name>
		<itunes:email>anjelonline@gmail.com</itunes:email>
	</itunes:owner>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
	<itunes:image href="http://anjelonline.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress_large.jpg" />
		<item>
		<title>من اینجا ریشه در خاکم همیشه</title>
		<link>http://anjelonline.com/1389/03/02/risheh-dar-khak/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1389/03/02/risheh-dar-khak/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 23 May 2010 13:37:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[دوم خرداد]]></category>
		<category><![CDATA[ریشه در خاک]]></category>
		<category><![CDATA[هیلا صدیقی]]></category>
		<category><![CDATA[گل مریم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=557</guid>
		<description><![CDATA[گل مریم تنت دلتنگ باغ ه ؟ میدونم ،قصر اونجا بی چراغه میگن آب و هوای قلبا سرد ه گل یخ روی خاکش خون کرده تموم لحظه‌ها از جنس سنگه برای اون دلی‌ که تنگ تنگه گل مریم ببین راهت چه دوره فضای خونه بی‌ تو سوت و‌ کوره گذاشتی از همه بارت رو بستی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گل مریم تنت دلتنگ باغ ه ؟<br />
میدونم ،قصر اونجا بی چراغه<br />
میگن آب و هوای قلبا  سرد ه<br />
گل یخ روی خاکش خون کرده<br />
 تموم لحظه‌ها از جنس سنگه<br />
 برای اون دلی‌ که تنگ تنگه<br />
 گل مریم ببین راهت چه دوره<br />
فضای خونه بی‌ تو سوت و‌ کوره<br />
گذاشتی از همه بارت رو بستی<br />
غریبونه یه جای نو نشستی<br />
یه جا که خیلی‌ بارونی‌ نباشه<br />
همیشه ترس ویرونی نباشه<br />
کسی‌ از حسرت بودن نمیره<br />
کسی‌ عشقو‌ از آئینه نگیره<br />
یه جایی‌ که نفس دزد نفس نیست<br />
جواب هیچ فریادی قفس نیست<br />
کسی‌ فکر فراموشی نباشه<br />
دوای درد بیهوشی نباشه<br />
 گل مریم اگه ابرا سیاه<br />
از این جا تا بهار چند کوچه راه؟<br />
 بیا باغ از غمه دوریت نمیره<br />
ببین باغ بدون گول کویر<br />
گل مریم بیا ریشت چی‌ می‌شه<br />
 نگو سخته پس اندیشت چی‌ می‌شه<br />
قفس که قد آزادی نمی‌شه<br />
واسه تن جز وطن وادی نمیشه<br />
ببین دشت گلا هرزه علفهاش<br />
نباشه گل علف می‌شینه رو جاش<br />
 گل مریم بیا باهم بسازیم<br />
 خزون میره به سرما دل نبازیم<br />
گل آزاده گلدونی نمی‌شه<br />
 بیا اندیشه زندونی نمی‌شه<br />
بیا با من بخون از عشق و‌ ریشه<br />
من اینجا ریشه در خاکم همیشه<br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<p><object width="500" height="400"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/KCVL4or-jmg&#038;fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/KCVL4or-jmg&#038;fs=1" type="application/x-shockwave-flash" width="500" height="400" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"></embed></object></p>
<p></br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
* کارهای هیلا به شدت تاثیر گذارن</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1389/03/02/risheh-dar-khak/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهربانی را بیاموزیم</title>
		<link>http://anjelonline.com/1388/12/27/learn-to-love/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1388/12/27/learn-to-love/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 18 Mar 2010 14:20:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[شکیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[مهربانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=519</guid>
		<description><![CDATA[مهربانی را بیاموزیم فرصت آیینه ها در پشت در مانده است روشنی را می شود در خانه مهمان کرد می شود در عصر آهن &#8211; آشناتر شد سایبان از بید مجنون ، &#8211; روشنی از عشق می شود جشنی فراهم کرد می شود در معنی یک گل شناور شد مهربانی را بیاموزیم موسم نیلوفران در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مهربانی را بیاموزیم</p>
<p>فرصت آیینه ها در پشت در مانده است</p>
<p>روشنی را می شود در خانه مهمان کرد</p>
<p>می شود در عصر آهن</p>
<p>                     &#8211; آشناتر شد</p>
<p>سایبان از بید مجنون ،</p>
<p>                     &#8211; روشنی از عشق</p>
<p>می شود جشنی فراهم کرد</p>
<p>                      می شود در معنی یک گل شناور شد</p>
<p>مهربانی را بیاموزیم</p>
<p>موسم نیلوفران در پشت در مانده است</p>
<p>موسم نیلوفران یعنی که باران هست</p>
<p>                      یعنی یک نفر آبی است </p>
<p>موسم نیلوفران یعنی</p>
<p>                      یک نفر می آید از آن سوی دلتنگی</p>
<p>می شود برخاست در باران</p>
<p>دست در دست نجیب مهربانی</p>
<p>                      می شود در کوچه های شهر جاری شد</p>
<p>می شود با فرصت آیینه ها آمیخت</p>
<p>                      با نگاهی</p>
<p>                      با نفس های نگاهی</p>
<p>                      می شود سرشار -</p>
<p>                      &#8211; از رازی بهاری شد</p>
<p>دست های خسته ای پیچیده با حسرت</p>
<p>چشم هایی مانده با دیوار رویاروی</p>
<p>                    چشمها را می شود پرسید</p>
<p>آسمان را می شود پاشید</p>
<p>می شود از چشمهایش &#8230;</p>
<p>                     چشمها را می شود آموخت</p>
<p>می شود برخاست</p>
<p>می شود از چارچوب کوچک یک میز بیرون شد</p>
<p>می شود دل را فراهم کرد</p>
<p>می شود روشنتر از اینجا و اکنون شد</p>
<p>جای من خالی است</p>
<p>جای من در عشق</p>
<p>جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار</p>
<p>جای من در شوق تابستانی آن چشم</p>
<p>جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت</p>
<p>جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت</p>
<p>جای من خالی است</p>
<p>من کجا گم کرده ام آهنگ باران را ؟!</p>
<p>من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟!</p>
<p>می شود برگشت</p>
<p>می شود برگشت و در خود جستجویی داشت</p>
<p>                    در کجا یک کودک دهساله در دلواپسی گم شد ؟!</p>
<p>                   در کجا دست من و سیمان گره خوردند؟!</p>
<p>می شود برگشت</p>
<p>تا دبستان راه کوتاهی است</p>
<p>می شود از رد باران رفت</p>
<p>می شود با سادگی آمیخت</p>
<p>می شود کوچکتر از اینجا و اکنون شد</p>
<p>می شود کیفی فراهم کرد</p>
<p>دفتری را می شود پر کرد از آیینه و خورشید</p>
<p>در کتابی می شود روییدن خود را تماشا کرد</p>
<p>                   من بهار دیگری را دوست می دارم</p>
<p>جای من خالی است</p>
<p>جای من در میز سوم ، در کنار پنجره خالی است</p>
<p>جای من در درس نقاشی</p>
<p>جای من در جمع کوکبها</p>
<p>جای من در چشمهای دختر خورشید</p>
<p>جای من در لحظه های ناب</p>
<p>جای من در نمره های بیست</p>
<p>                      جای من در زندگی خالی است</p>
<p>می شود برگشت</p>
<p>اشتیاق چشم هایم را تماشا کن</p>
<p>می شود در سردی سرشاخه های باغ</p>
<p>                      جشن رویش را بیفروزیم</p>
<p>دوستی را می شود پرسید</p>
<p>چشمها را می شود آموخت</p>
<p>مهربانی کودکی تنهاست</p>
<p>                      مهربانی را بیاموزیم..</p>
<p>* پیشاپیش سال نو مبارک <img src='http://anjelonline.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1388/12/27/learn-to-love/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
			<enclosure url="http://anjelonline.com/wp-content/uploads//2010/03/mehrabani.mp3" length="1" type="audio/mpeg" />
		<itunes:duration>00:01:01</itunes:duration>
		<itunes:subtitle>مهربانی را بياموزيم

فرصت آيينه ها در پشت در مانده است

روشنی را می شود در خانه مهمان کرد

می شود در عصر آهن

     ...</itunes:subtitle>
		<itunes:summary>مهربانی را بياموزيم

فرصت آيينه ها در پشت در مانده است

روشنی را می شود در خانه مهمان کرد

می شود در عصر آهن

                     - آشناتر شد

سايبان از بيد مجنون ،

                     - روشنی از عشق

می شود جشنی فراهم کرد

                      می شود در معنی يک گل شناور شد

مهربانی را بياموزيم

موسم نيلوفران در پشت در مانده است

موسم نيلوفران يعنی که باران هست

                      يعنی يک نفر آبی است 

موسم نيلوفران يعنی

                      يک نفر می آيد از آن سوی دلتنگی

می شود برخاست در باران

دست در دست نجيب مهربانی

                      می شود در کوچه های شهر جاری شد

می شود با فرصت آيينه ها آميخت

                      با نگاهی

                      با نفس های نگاهی

                      می شود سرشار -

                      - از رازی بهاری شد

دست های خسته ای پيچيده با حسرت

چشم هايی مانده با ديوار روياروی

                    چشمها را می شود پرسيد

آسمان را می شود پاشيد

می شود از چشمهايش ...

                     چشمها را می شود آموخت

می شود برخاست

می شود از چارچوب کوچک يک ميز بيرون شد

می شود دل را فراهم کرد

می شود روشنتر از اينجا و اکنون شد

جای من خالی است

جای من در عشق

جای من در لحظه های بی دريغ اولين ديدار

جای من در شوق تابستانی آن چشم

جای من در طعم لبخندی که از دريا سخن می گفت

جای من در گرمی دستی که با خورشيد نسبت داشت

جای من خالی است

من کجا گم کرده ام آهنگ باران را ؟!

من کجا از مهربانی چشم پوشيدم؟!


می شود برگشت

می شود برگشت و در خود جستجويی داشت

                    در کجا يک کودک دهساله در دلواپسی گم شد ؟!

                   در کجا دست من و سيمان گره خوردند؟!

می شود برگشت

تا دبستان راه کوتاهی است

می شود از رد باران رفت

می شود با سادگی آميخت

می شود کوچکتر از اينجا و اکنون شد

می شود کيفی فراهم کرد

دفتری را می شود پر کرد از آيينه و خورشيد

در کتابی می شود روييدن خود را تماشا کرد

                   من بهار ديگری را دوست می دارم

جای من خالی است

جای من در ميز سوم ، در کنار پنجره خالی است

جای من در درس نقاشی

جای من در جمع کوکبها

جای من در چشمهای دختر خورشيد

جای من در لحظه های ناب

جای من در نمره های بيست

                      جای من در زندگی خالی است

می شود برگشت

اشتياق چشم هايم را تماشا کن

می شود در سردی سرشاخه های باغ

                      جشن رويش را بيفروزيم

دوستی را می شود پرسيد

چشمها را می شود آموخت

مهربانی کودکی تنهاست

                      مهربانی را بياموزيم..





* پیشاپیش سال نو مبارک :)
</itunes:summary>
		<itunes:keywords>شعر</itunes:keywords>
		<itunes:author>anjelonline@gmail.com</itunes:author>
		<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
		<itunes:block>no</itunes:block>
	</item>
		<item>
		<title>باش رفیقم این روزا</title>
		<link>http://anjelonline.com/1388/10/08/stay-my-friend-for-these-days/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1388/10/08/stay-my-friend-for-these-days/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 19:59:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[...]]></category>
		<category><![CDATA[آمدن]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[تو]]></category>
		<category><![CDATA[رفتن]]></category>
		<category><![CDATA[من]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=446</guid>
		<description><![CDATA[آمد با سلامی رفت به کلامی &#8230;&#8230; باز هم سر میزند تنهایی آره &#8230;. باز دوباره می آید دلتنگی آره &#8230; با ندیدنش چه می کنی؟ پ . ن : هنوز گیجم از این آمد و رفت &#8230;.. * تو این آلبوم پرستویی غرقم این روزا &#8230;..]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></br><br />
آمد با سلامی<br />
</br><br />
رفت به کلامی &#8230;&#8230;<br />
</br><br />
</br></p>
<p></br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<p>باز هم سر میزند تنهایی<br />
 آره &#8230;.<br />
باز دوباره می آید دلتنگی<br />
 آره &#8230;<br />
با ندیدنش چه می کنی؟<br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
پ . ن : هنوز گیجم از این آمد و رفت &#8230;..<br />
* تو این آلبوم پرستویی غرقم این روزا &#8230;..<br />
</br><br />
</br></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1388/10/08/stay-my-friend-for-these-days/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
			<enclosure url="http://anjelonline.com/wp-content/uploads//2009/12/04%20-%20Ab%20Az%20Ab%20Tekon%20Nakhord.mp3" length="1" type="audio/mpeg" />
		<itunes:duration>00:01:01</itunes:duration>
		<itunes:subtitle></itunes:subtitle>
		<itunes:summary>آمد با سلامی

رفت به کلامی ......











باز هم سر میزند تنهایی
 آره ....
باز دوباره می آید دلتنگی
 آره ...
با ندیدنش چه می کنی؟








پ . ن : هنوز گیجم از این آمد و رفت .....  
* تو این آلبوم پرستویی غرقم این روزا .....


</itunes:summary>
		<itunes:keywords>دلتنگی, شعر, موسیقی</itunes:keywords>
		<itunes:author>anjelonline@gmail.com</itunes:author>
		<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
		<itunes:block>no</itunes:block>
	</item>
		<item>
		<title>آرزوهای نا ممکن</title>
		<link>http://anjelonline.com/1388/09/30/unreachable-hopes/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1388/09/30/unreachable-hopes/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Dec 2009 15:14:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[این روزها]]></category>
		<category><![CDATA[شاملو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=430</guid>
		<description><![CDATA[ای کاش آب بودم گر می شد آن باشی که خود می خواهی.ــ آدمی بودن حسرتا! مشکلی ست در مرز ناممکن حیرتت را برنمی انگیزد قابیل برادر خود شدن یا جلاد دیگراندیشان؟ یا درختی بالیده نابالیده را حتا هیمه یی انگاشتن بی جان؟ می دانم می دانم می دانم بااین همه کاش ای کاش آب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ای کاش آب بودم<br />
گر می شد آن باشی که خود می خواهی.ــ<br />
آدمی بودن<br />
حسرتا!<br />
مشکلی ست در مرز ناممکن<br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
حیرتت را برنمی انگیزد<br />
قابیل برادر خود شدن<br />
یا جلاد دیگراندیشان؟<br />
یا درختی بالیده نابالیده را<br />
حتا<br />
هیمه یی انگاشتن بی جان؟<br />
</br><br />
می دانم می دانم می دانم<br />
بااین همه کاش ای کاش آب می بودم<br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1388/09/30/unreachable-hopes/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۳۴</title>
		<link>http://anjelonline.com/1388/09/21/34/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1388/09/21/34/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Dec 2009 14:10:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[34]]></category>
		<category><![CDATA[آذر]]></category>
		<category><![CDATA[تکرار]]></category>
		<category><![CDATA[شاملو]]></category>
		<category><![CDATA[من]]></category>
		<category><![CDATA[پاییز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=425</guid>
		<description><![CDATA[و ما همچنان دوره می‌کنیم شب را و روز را هنوز را &#8230;&#8230;&#8230;. پ . ن : امسال هم هر چند خیلی طولانی شد ولی گذشت با همه حوادث و اتفاقاتش ! انگار ۱۰ سال بزرگتر شدم &#8230;.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></br><br />
</br></p>
<p>و ما همچنان</p>
<p>دوره می‌کنیم</p>
<p>شب را و روز را</p>
<p>هنوز را &#8230;&#8230;&#8230;.<br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
پ . ن : امسال هم هر چند خیلی طولانی شد ولی گذشت با همه حوادث و اتفاقاتش ! انگار ۱۰ سال بزرگتر شدم &#8230;.<br />
</br><br />
</br></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1388/09/21/34/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دستت را به من بده !</title>
		<link>http://anjelonline.com/1388/08/24/give-me-your-hand/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1388/08/24/give-me-your-hand/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 23:09:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[شاملو]]></category>
		<category><![CDATA[فریاد]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=383</guid>
		<description><![CDATA[قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی… من دردِ مشترک‌ام مرا فریاد کن.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></br><br />
</br></p>
<p>قصه نیستم که بگویی<br />
نغمه نیستم که بخوانی<br />
صدا نیستم که بشنوی<br />
یا چیزی چنان که ببینی<br />
یا چیزی چنان که بدانی…<br />
</br><br />
من دردِ مشترک‌ام<br />
مرا فریاد کن.<br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<p><object width="425" height="344"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/WcWk2jRx66U&#038;hl=en_US&#038;fs=1&#038;"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/WcWk2jRx66U&#038;hl=en_US&#038;fs=1&#038;" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="425" height="344"></embed></object><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1388/08/24/give-me-your-hand/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>افسوس بر من &#8230;</title>
		<link>http://anjelonline.com/1388/07/13/afsoos-bar-man/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1388/07/13/afsoos-bar-man/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 10:39:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[افسوس]]></category>
		<category><![CDATA[بیهودگی ها]]></category>
		<category><![CDATA[تقدیر]]></category>
		<category><![CDATA[تمام]]></category>
		<category><![CDATA[رسم زمونه]]></category>
		<category><![CDATA[محمد نوری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=348</guid>
		<description><![CDATA[در من غم بیهودگی ها می زند موج ، در تو غروری از توانِ من فزون تر در من نیازی می کشد پیوسته فریاد ، در تو گریزی می گشاید هر زمان پر ای کاش در خاطر ، گل مهرت نمی رُست ، ای کاش در من آرزویت جان نمی یافت ای کاش دستِ ، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در من غم بیهودگی ها می زند موج ،</p>
<p>در تو غروری از توانِ من فزون تر<br />
در من نیازی می کشد پیوسته فریاد ،</p>
<p>در تو گریزی می گشاید هر زمان پر<br />
ای کاش در خاطر ، گل مهرت نمی رُست ،</p>
<p>ای کاش در من آرزویت جان نمی یافت<br />
ای کاش دستِ ، روز و شب با تار و پودش ،</p>
<p>از هر فریبی ، رشته ی عمرم نمی بافت</p>
<p>اینک دریغا آرزویِ نقش بر آب ،</p>
<p>اینک <strong>نهالِ آرزو بی برگ و بی برگ</strong><br />
در من غمِ بیهودگی ها می زند موج ،</p>
<p><strong>در تو غروری از توانِ من فزون تر</strong><br />
اندیشه یِ ، روز و شبم پیوسته این است</p>
<p>من برتو بستم دل <strong>، دریغ ، دریغ از دل که بستم</strong><br />
افسوس بر من ، افسوس بر من ، افسوس ، افسوس<br />
گوهر خود را فشاندم ، در پای بتهایی که<strong> باید می شکستم</strong><br />
افسوس بر من ، افسوس بر من ، افسوس ، افسوس<br />
.<br />
.</p>
<p>ای خاطراتِ روزهایِ گرم وشیرین ،</p>
<p>دیگر منو با خویشتن تنها گذارین<br />
در این غروبِ سردِ دردانگیزِ پاییز ،</p>
<p>با محنتِ گنگ  و غریبم واگذارین</p>
<p><strong>در من غم بیهودگی ها میزند موج </strong>&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<p></br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<p>پ . ن : ندارد فقط بشنوید با <a href="http://www.semital.com/g.htm?id=11922">صدای محمد نوری</a> که این روزها همراه همیشگی ام شده<br />
</br><br />
</br></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1388/07/13/afsoos-bar-man/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
			<enclosure url="http://anjelonline.com/wp-content/uploads/2009/10/Gham.e.Bihoodegiha.mp3" length="1" type="audio/mpeg" />
		<itunes:duration>00:01:01</itunes:duration>
		<itunes:subtitle>در من غم بیهودگی ها می زند موج ،

در تو غروری از توانِ من فزون تر
در من نیازی می کشد پیوسته فریاد ،

در تو گریزی ...</itunes:subtitle>
		<itunes:summary>در من غم بیهودگی ها می زند موج ،

در تو غروری از توانِ من فزون تر
در من نیازی می کشد پیوسته فریاد ،

در تو گریزی می گشاید هر زمان پر
ای کاش در خاطر ، گل مهرت نمی رُست ،

ای کاش در من آرزویت جان نمی یافت
ای کاش دستِ ، روز و شب با تار و پودش ،

از هر فریبی ، رشته ی عمرم نمی بافت

اینک دریغا آرزویِ نقش بر آب ،

اینک نهالِ آرزو بی برگ و بی برگ
در من غمِ بیهودگی ها می زند موج ،

در تو غروری از توانِ من فزون تر
اندیشه یِ ، روز و شبم پیوسته این است

من برتو بستم دل ، دریغ ، دریغ از دل که بستم
افسوس بر من ، افسوس بر من ، افسوس ، افسوس
گوهر خود را فشاندم ، در پای بتهایی که باید می شکستم
افسوس بر من ، افسوس بر من ، افسوس ، افسوس
.
.

ای خاطراتِ روزهایِ گرم وشیرین ،

دیگر منو با خویشتن تنها گذارین
در این غروبِ سردِ دردانگیزِ پاییز ،

با محنتِ گنگ  و غریبم واگذارین

در من غم بیهودگی ها میزند موج ..........








پ . ن : ندارد فقط بشنوید با صدای محمد نوری که این روزها همراه همیشگی ام شده

</itunes:summary>
		<itunes:keywords>شعر, موسیقی</itunes:keywords>
		<itunes:author>anjelonline@gmail.com</itunes:author>
		<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
		<itunes:block>no</itunes:block>
	</item>
		<item>
		<title>تو باور مکن &#8230;</title>
		<link>http://anjelonline.com/1388/06/14/dont-believe/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1388/06/14/dont-believe/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 Sep 2009 02:38:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنگار]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[نوستالژی]]></category>
		<category><![CDATA[خسرو شکیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوب]]></category>
		<category><![CDATA[نامه ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=328</guid>
		<description><![CDATA[حال همه ما خوب است ، ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ، که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . با این همه عمری اگر باقی بود ، طوری از کنار زندگی می گذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد نه این دل ناماندگار بی درمان &#8230;.. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></br><br />
</br></p>
<p> حال همه ما خوب است ،<br />
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ،<br />
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند .<br />
با این همه عمری اگر باقی بود ، طوری از کنار زندگی می گذرم<br />
که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد نه این دل ناماندگار بی درمان &#8230;..</p>
<p></br><br />
حال همه ما خوب است<br />
اما<br />
تو باور مکن &#8230;<br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<p>پ . ن : میدونم اینجا روزانه نویسی نبود ، نخواهد بود به ابتذال کشیدمش با حال و هوای این روزام &#8230;<br />
 * این روزها مدام زمزمه میکنم : هو حسبی و حسب کل شی و کفی بالله حسیبا </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1388/06/14/dont-believe/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
			<enclosure url="http://anjelonline.com/wp-content/uploads/2009/09/Name%20aval.mp3" length="1" type="audio/mpeg" />
		<itunes:duration>00:01:01</itunes:duration>
		<itunes:subtitle>حال همه ما خوب است ،
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ،
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند ...</itunes:subtitle>
		<itunes:summary>حال همه ما خوب است ،
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ،
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند .
با این همه عمری اگر باقی بود ، طوری از کنار زندگی می گذرم
که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد نه این دل ناماندگار بی درمان .....


حال همه ما خوب است
اما
تو باور مکن ...




پ . ن : میدونم اینجا روزانه نویسی نبود ، نخواهد بود به ابتذال کشیدمش با حال و هوای این روزام ...  
 * این روزها مدام زمزمه میکنم : هو حسبی و حسب کل شی و کفی بالله حسیبا </itunes:summary>
		<itunes:keywords>دلتنگی, روزنگار, شعر, نوستالژی</itunes:keywords>
		<itunes:author>anjelonline@gmail.com</itunes:author>
		<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
		<itunes:block>no</itunes:block>
	</item>
	</channel>
</rss>
