Archive for the Category » نوستالژی «

دوشنبه, مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ | Author:

انگار همین دیروز بود که از پله برقی های فرودگاه گیج و منگ پایین اومدم و ف و ش با دسته گل پایین منتظرم بودن.
انگار همین دیروز بود اون حس در به دری و بی خونگی و بی تعلقی ! نه که حالا از بین رفته اون حس :)
اما انقدر هنوز پر رنگه که باورم نمیشه این همه سال از اون روز گذشته!
سال‌هایی که اتفاقات فراوونی به همراه داشته! خوب و بد، خوشی و غم ، دوستی های تازه و دیدار دوستان قدیمی
وقتی فکر میکنم واقعا باورم نمیشه که این همه سال گذشته
پس چرا من به این محیط عادت نکردم!
چرا هنوز احساس تعلق نمیکنم؟
چرا هنوز خونه به دوشم؟
نه اینکه گفتن عالم یک وطن محسوب؟ نه اینکه آدم هر جایی بیشتر از ۵ سال اقامت کرد دیگه اونجا میشه خونه اش؟
شاید چون فلسفه اومدنمون به دنیا همین بی تعلقی بوده
شاید باید باور کنم که یه وجب خاک وطنم نیست ، همه دنیا وطنمه و باید برای آبادیش تلاش کنم!
نمیدونم و بیشتر از این هم با این جسم متلاشی نمیتونم پای کامپیوتر بشینم
فقط جهت ثبت در تاریخ
امروز ۱۵ آگوست ۲۰۱۱ یه سال دیگه به چوب خط های غربت نشینیم اضافه شد و انگار امسال راحت تر از سال‌های قبل دارم این بی خانمانی رو رد میکنم!

پارسال حسم با حس امروز خیلی فرق داشت!

دسته: روزنگار, نوستالژی  | برچسب‌ها: , , ,  | نظرات