میگم دلم تنگه نمیخوام برگردم خونه اصلا حتی کاش میشد بمونم
میگه خب اگه اونجا بودی همش ،این هر از گاهی اومدن ها و این همه خوش گذشتن ها رو نداشتی
فکر که میکنم میبینم راست میگه همین چند روز اومدنه و تو روال عادی زندگی نبودنه است که کلی خوش میگذرونه آدم
بعد آدم بعد از این همه خوش گذشتنه امروز صبح که سوار ماشین میشه بیاد سر کار سی دی رو که از ماشین آزاده دو در کرده :دی ( به خدا آزاده خودش دادش به من خب
) میذاره بعد یاد اون مسیر تا دریا رفتنه و اون همه لحظه لحظه خوشیه و مست شدن از شنیدن آهنگ های هوراتا نوستالژی میفته
و بعد میبینه که هی دل غافل کلی نوستالژی و خاطره اضافه شده به همه این آهنگا باز و چقدر خوبن همشون تازه
بعد هی میزنه رو این آهنگه ریپید شه که :
“همیشه خدایا،محبت دلها،بـه دلهـا بماند،بسان دل ما ”
و مست میشه تو لذت همین چند روزه که حتی خستگی سفر قبل رو کاملا از بین برده
بیخود نگفتن که بسیار سفر باید تا پخته شود خامی اصلا … بله اینجوریاست
Tag-Archive for » آزاده «
سه شنبه, خرداد ۰۵م, ۱۳۸۸ | Author: انجل


شما چی گفتین