چتر ها را باید بست،
زیر باران باید رفت.
فکر را،خاطره را،زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر،زیر باران باید رفت.
دوست را زیر باران باید دید …

از دیروز عصر بارونیه مثل هوای شهر هوای حوصله و دل هامون هم بارونی
زیر بارون قدم زدم …
با گنجشک ها کافه نشینی کردم
چتر رو بستم
اما
زیر باران دوستی نبود … خاطره بود و چشمانی بارانی

شما چی گفتین