Tag-Archive for » بودن یا نبودن «

پنجشنبه, خرداد ۰۷م, ۱۳۸۸ | Author: انجل


خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی وببینی که دیگه اونو نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
بگه که نمیتونه پیشت بمونه
خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی میشه اون بره زمانی
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی
که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد بهت بگه که چشماش نمیخواد تو رو ببینه
خیلی سخته چشمای تو واسه اون کسی خیسه
که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره














پ . ن : سخته داشتن و نخواستن ، سخته از اوج توی لحظه به قعر چاه تو لحظه ای دیگه رفتن ، سخته نبودن .. نداشتن .. نخواستن
داغونم ……………….. اما ظاهرا خود کرده را تدبیر نیست :|