
از دیروز خواستم پستی بزنم و بگم چقدر ممنونم و خوشبخت به داشتن رفقایی این چنین.
خودم رو میذارم جاش و میبینم چقدر این دختر مهربون و بی دریغه
هی یادم میفته که با این همه مشکلات و درگیری هاش من هم هی خورده فرمایش براش دارم و هی فکر میکنم که الان پیش خودش میگه اومدیم ثواب کنیم کباب شدیم ها !
هی با شرمندگی باز زنگ میزنم و میگم نه اینم نشد باید این یکی کار رو بکنیم و با صبر و محبت همیشگی و بی پایانش میگه چشم و عذرخواهی میکنه که دیر شده و من آب میشم از خجالت
هی یادم میفته که چقدر لطف و محبت کرده بهم این مدت و چقدر دوستش دارم و نمیدونم که این رو هرگز بهش به این صراحت گفتم یا نه!
هی یادم میفته چقدر حضورش آرامش به همراه داشته تو مراحل مختلف زندگی و چقدر روزها ی خوب و بد زیادی رو در کنارش و گاهی حتی از راه دور با هم تقسیم کردیم ، گفتیم ، خندیدم
اشک ریختیم ، هوار زدیم ….
چقدر تو اوج بدترین روزها که رفاقت برام مرده بود رفیقی کرد در حقم و من تا ابد نه بدون تا ، من همیشه دوستش دارم و به رفاقتش افتخار خواهم کرد که حق خواهری رو به جا آورد، که از خواهر به من نزدیک تر شد .
فکر میکنم و یادم نمیاد کی و چطوری این همهههه نزدیک شدیم.
در تضادش یادم میفته به چه به ظاهر رفیقان و یا حتی نا رفیقان که چطور با سر تیز نیزه هاشون روحم رو خراش دادند ….. اما شاکر میشم که خدا رفیقی داد که مرحم همه اون زخم ها شه و تو شرایط خوب و بد تنهام نذاره
قضاوتم نکنه
پشت سرم حرف نزنه
برام وقت بذاره به خاطر خودم
دوستم داشته باشه به خاطر کسی که هستم نه از ناچاری
و محبت بیکرانش روحم رو تغذیه کنه.
اینها درفت ذهنم بود از دیروز تا امشب با رفیقی که بی ارتباط به رفیق شفیق ذکر شده در بالا نیست گپی زدیم و صحبت از به « اصطلاح رفیق » دیگری شد . میگویم به اصطلاح رفیق چون از نظرم اینجور اشخاص فقط لفظا و اسما رفیقند. او معتقد بود که رفیق است با دیدگاه های متفاوت و کاملا در هر ضمینه ای با هم اختلاف نظر دارند و من شاکی که این چه رفاقتیست؟ من اسم این را رفاقت نمیگذارم . رفیق فلانیست ، رفیق توئی ، رفیق خیلی های دیگرند که بلدند رفاقت کنند . بلدند باشند ، بلدند حرف های ناگفته بخوانند و بلدند آغوش باشند وقتی نیازش داری و تیکه گاه باشند وقتی خسته ای …
رفیق کسی ست که در شادی و غم کنارته و تو رو فقط و فقط همونطور که هستی برای خودت میخواد.
اینو قبلا یه جایی نوشته بود که رفیق همیشه هست و تو همه چی پایه است و کم یابه و داشتنش بزرگترین خوش شانسی و مایه خوشبختی … دوست گاهی هست و خوبه بودنش و داشتنش لذت بخش!
و باز یادم افتاد به جمله معروف مورد علاقه ام که : بهترین رفیق اونیه که باهاش روی تراس بشینی ساعت ها بدون هیچ کلامی ، و وقتی رفت سبک باشی در حد ساعت ها حرف زدن.
ممنونتم رفیق!

شما چی گفتین