دل من دیر زمانی ست که می پندارد:
« دوستی » نیز گلی ست
مثل نیلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظریفی دارد
بی گمان سنگدل است آن که روا می دارد
جان این ساقه نازک را
-دانسته-
بیازارد!
در زمینی که ضمیر من و توست
از نخستین دیدار،
هر سخن ، هر رفتار،
دانه هایی ست که می افشانیم
برگ و باری ست که می رویانیم
آب و خورشید و نسیمش « مهر » است .
گر بدان گونه که بایست به بار آید
زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید
آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف
که تمنای وجودت همه او باشد و بس
بی نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس
زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است
سال ها فکر میکردم معنی رفاقت رو میدونم
شایدم تو فرهنگ لغت من رفاقت جور دیگه ای معنی میداد. جوری که برای آدمای دیگه فرق داشت
هنوزم فرق داره.
هنوز هم هر روز آدم ها سورپرایزم میکنن با معانی خودشون از رفاقت
هنوز هم آدم ها متفاوتند و رفاقت هاشون مختلف
بعد درست تو یه روز واحد ۲ تا آدم مختلف تو ۲ تا نقطه مختلف دنیا به شدت شوکه ات میکنن
یکی با خوبی بی نهایتش و اینکه چطور تا حالا عمق رفاقتش رو درک نکرده بودی و چقدر خوشبختی
و یکی دیگه با خوبی بی نهایتش و اینکه چطور تا حالا سطح رفاقتش رو درک نکرده بودی و چقدر عمیق تر میدیدی رفاقتش رو
بعضی رفاقتا عمق دارن از ته دلن با همه وجودن بی دغدغه و چشم داشت
بعضی رفاقتا سطحی ان فقط برای گذران عمر و شاید به خاطر نفع و منفعت شخصی
گاهی خوشحال میشی از شناخت آدما و رفقات
حالا مهم نیست چطوری و کی و چرا بشناسیشون…
مهم اینه که میشناسیشون و این خیلی خوبه
مهم نیست که خصلتای بدشون رو بشناسی یا خصلتای خوبشون رو …
مهم نیست احساس خوبی کنی از شناختشون یا احساس بد …
مهم اینه که شناختیشون
و این یعنی یه اتفاق خوب تو زندگیت !
یعنی داری رشد میکنی
یعنی بزرگتر شدی
یعنی داری دنیا رو اونجوری که هست و آدما رو اونطوری که هستن میپذیری و باور میکنی
از هیچ کسی بت نمیسازی و از هیچ کسی انتظاری نداری
و این یعنی داری سعی میکنی معنی خوشبختی رو در خودت پیدا کنی!
- شادی روی تو !
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه ، عطر افشان
گلباران باد
Tag-Archive for » رفاقت «
شنبه, دی ۲۵م, ۱۳۸۹ | Author: انجل

شما چی گفتین