Tag-Archive for » سکوت «

یکشنبه, خرداد ۰۱م, ۱۳۹۰ | Author:



صبج چشم باز نکرده مثل هر روز در لپ تاپ رو باز میکنم ، صفحه ی باز فایرفاکس رو فیس بوکه و اولین فید جدید، یه خبر …
خبر رو میخونم باورم نمیشه . بلند میشم میشینم هنوز خوابم؟ از جا میپرم آبی به دست و صورت میزنم و برمیگردم پای لپ تاپ! دوباره خبر رو میخونم باورم نمیشه!
انگار خبر راسته. ده ها خبرگزاری تاییدش کردند. جیمیل رو باز میکنم چند تا ایمیل!
قرار بود ساعت ۱ تو میدون شهر با عده ای از دوستان جمع شیم اما قدرت حرکت ندارم.
شوکه شدم! درک نمیکنم به کدامین گناه عده ای که فقط برای آموزش تحصیلات عالی قدم برداشته بودند با اتهامات مسخره رجا نیوزی و شیعه آنلاینی اسیر ظلم ظالم شدند باز. عکس ها در صفحات و سایت های مختلف چاپ شده! عکسش رو میبینم نمیخوام باور کنم… به خودم میگم نه بابا اشتباه میکنی … میخوام خودم رو گول بزنم . بالاخره اسامی رو میخونم … خودشه . میرم تو صفحه فیس بوکش … انگار هنوز سایت های خبری رو باور ندارم … خودشه …
صورتم خیس میشه ، نه چون یکی از این افراد رو میشناسم نه چون باز دست ظالم جاهل از همه جا کوتاه مونده و باز شمشیر رو به سمت گروهی مظلوم گرفته، چون این بار حق تحصیل رو هدف گرفته . چون این بار عده ای که فقط برای کمک به تحصیلات عالیه عده ای جوون محروم از تحصیل خدمت میکردند در کنار صدها انسان بی گناه دیگه با اتهامات واهی هدف ظلم ظالم قرار گرفته اند.
هنوز بعد از ساعت ها گیج و شاکم! نمیتونم باور کنم. بغض روی گلو سنگینی میکنه و من مستاصل به صفحه مانیتور خیره شدم. انگار منتظر معجزه ای باشم.
کتاب دعا رو بر میدارم و به نیت همه مظلومان و بی گناهان صفحه ای رو باز میکنم شاید آرامشی حاصل شه و تکرار میکنم :


هَل مِن مُفَرِجٍ غَیرُ الله … قًل سًبحان َ الله ، هوالله ، کًلٌ عبادٌ لَه و کًلٌ باَمرِه قائمون



دسته: دلتنگی, روزنگار  | برچسب‌ها:  | نظرات