Tag-Archive for » مرگ «

جمعه, اسفند ۱۹م, ۱۳۹۰ | Author:

خبر شوکه کننده بود!
سیمین دانشور نویسنده سو و شون هم رفت!
سر شام نشسته بودیم موبایلش رو باز کرد و گفت سیمین هم رفت!
از اخبار دورم ، از دنیا دورم این روزها پس از هیچ اتفاقی خبردار نمیشم مگر کسی خبردارم کنه.
این خبر اما …..
اولین خاطرات کودکیم از کتاب خونی های بزرگ سالان “سو و شون ” بود ….. بخشی از دنیایم امشب خالی شد!


گاهی فکر کرده ام که اصلا بعد از سووشون مگر می شود چیزی نوشت بعد از سووشون باید فقط سکوت کرد ، کار قلم تمام است . . شما به قول خودتان «مجموع» اید ،‌کاش آن آرامش سیمین جزیره سرگردانی خریدنی بود . آرام که هستید ،‌فقط لطفا خوب شوید . زری گفته بود « کاش من هم اشک داشتم و جای امنی گیر می آوردم و برای همه غریبها و غربت زده های دنیا گریه می کردم . برای همه آنها که به تیر ناحق کشته شدند و شبانه دردکی به خاک سپرده می شوند »
















 

پ. ن :حرف ما بسیار ، وقت ما اندک ، آسمان هم که بارانی ست!
دلم گرفته ای دوست …..
روحت شاد سازنده خاطرات بچگی‌ها … بانوی قلم!



دسته: روزنگار  | برچسب‌ها: , ,  | نظرات