Tag-Archive for » من «

چهارشنبه, اسفند ۱۰م, ۱۳۹۰ | Author:

برای تو و خویش
چشمانی آرزو می‌کنم
که چراغ‌ها و نشانه‌ها را
در ظلمات‌مان
ببیند.

گوشی
که صداها و شناسه‌ها را
در بیهوشی‌مان
بشنود.

برای تو و خویش، روحی
که این همه را
در خود گیرد و بپذیرد.

و زبانی
که در صداقت خود
ما را از خاموشی خویش
بیرون کشد
و بگذارد
ار آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم.

 

 

 

 

پ . ن :‌این بخشی از سکوت سرشار از نا گفته هاست که می‌تونین با صدای شاملو اینجا بشنوید.

پ. ن مجدد : تو را در خویش می‌بینم و خویش را در تو و همه ترس این روزها بیدار شدن از این خوابیست که در آن زندگی می‌کنم و آرزو می‌کنم خواب نباشم.